You are currently browsing the category archive for the 'عمومی' category.

چقدر هولناک است وقتی که مرگ آدم را نمیخواهد و پس میزند!

پول گاز را باید بدهیم، پول آب را جدا و دیگر هیچ!

این شعری که مهران مدیری در ساخته جدید خودش بنام ” مرد هزار چهره ” می خونه واقعا پر از معنی هست! یکم توجه کنید …

نمی دونم مسابقه “مسیر سبز” رو که از شبکه تهران پخش می شه دیدید یا نه!؟

تو این مسابقه یه مرحله ای هست که یه کلیپ پخش می شه که در اون تخلفات رانندگی انجام شده! تا این جای کار مشکلی نیست! شرکت کنندگان در مسابقه باید حدالقل 3-4 تا تخلف بگن! تا اینجا هم مشکلی نیست! ولی مشکل اینجاست که این کلیپ 15 یا 16 ثانیه بیشتر نیست! :) به نظر شما تو 15 ثانیه 3-4 تا تخلف رانندگی زیاد نیست؟

چند وقتی هست که دیگه پست نمی دم, اصلا حوصله ندارم, از همه چی بریدم … دیگه بدتر از اون هم امتحانات لعنتی شروع شده … ! از چی بگم از بدبختی و در بدری, یا …

چند روز پیش رفتم بانک برای پرداخت قبض موبایل,  آخه وقتی چارتا آدم گاگول (!) بشن مسئول دیگه همینه …. !  حالا مگه چی شده ؟ هیچی بعد از 3-4 روز دیدم یه SMS از MCI اومده, گفته بود: “اگه نیای قبض و بدی قطع می کنیم و از این حرفا” … !

بلند شدم رفتم یه دفتر خدمات ارتباطی, جریانو براشون گفتم, گفتن ما از این مشکلات زیاد داریم, مساله ای نیست, اون SMS هم الکی بوده ….!

آخه آدم چی بگه …

پ.ن :  اگه بشه می خوام دوباره شروع کنم به نوشتن …

ستاره شناسان آژانس های فضایی آمریکا و ایتالیا برای نخستین بار موفق شدند سرعت انتشار لامپ های اشعه نورانی گاما را که خشن ترین پدیده آسمانی است اندازه گیری کنند .
ماهواره های نظامی آمریکا نخستین بار در دهه 60 لامپ های اشعه گاما را کشف کردند, سپس در سال 1996 آژانس فضایی پس از گذشت تقریبا نیم قرن ماهواره بیو سا ک-س  ( ببینید این قیلطر چه به سر ما اورده ! که باید حتی اسم این ماهواره رو هم این جوری بنویسم ) را برای مطالعه منشاء این لامپ ها به فضا پرتاب کرد .
این ماهواره کشف کرد که این لامپ ها از مرگ یک ستاره متولد می شوند و پس از انفجار تنها در مدت چند ثانیه, نیرویی را معادل با انرژی که خورشید در تمام مدت زندگی اش گسیل می کند, آزاد می کند . به همین علت , انفجار لامپ های گاما به عنوان یکی از خشن ترین پدیده های آسمان شناخته شده است .
اکنون ستاره شناسان ناسا و آژانس فضایی ایتالیا برای اولین بار موفق شدند با استفاده از اطلاعات از ماهواره سویف سرعت انتشار این لامپ ها را اندازه گیری کنند . براین اساس, سرعت انتشار این مواد به 99/9997 درصد سرعت نور می رسد . نور با سرعت 300 هزار کیلومتر در ثانیه حرکت می کند .

قبلا هم در مورد اخراج فرزاد مطلبی نوشته بودم . اما با این مطلب که بر گرفته از خانواده سبز هست , خواستم تکمیلش کنم .
اما این حکایت از کجا آغاز شد ؟
پخش یک گفت وگوی زنده تلویزیونی میان فرزاد حسنی، مجری برنامه «کوله پشتی» از شبکه سوم سیما با احمد رضا رادان، رییس پلیس تهران، درباره طرح ارتقای امنیت اجتماعی نیروی انتظامی واکنش های گسترده ای را برانگیخت . این برنامه واکنش هر دو گروه طرفداران طرح ارتقای امنیت اجتماعی و مخالفان این طرح را در پی داشت.
در آخرین واکنش ها، مدیراجتماعی شبکه سوم سیما، فضل الله شریعت پناهی در گفت وگو با رسانه های داخلی گفته است:« از سوی مسئولان صدا و سیمای به فرزاد حسنی تذکر داده شد و خودش هم فهمید که پا روی خط قرمزهایی گذاشته است.»
به گفته آقای شریعت پناهی، صدا و سیما«اعتراضاتی هم از سوی نیروی انتظامی داشته است.»
در این مصاحبه زنده تلویزیونی که شنبه شب از شبکه سوم سیما جمهوری اسلامی پخش شد، فرزاد حسنی مجری برنامه، احمدرضا رادان فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ را به دلیل برخورد خشن نیروهای پلیس با شهروندان به شدت مورد انتقاد قرار داد.
در بخشی از این مصاحبه، مجری برنامه از رییس پلیس تهران پرسید که آیا فیلمی را ديده است که در آن نشان داده می شود ماموران نيروی انتظامی با کتک و لگد دختری را به داخل ماشین پلیس پرت می کنند؟
پاسخ احمدرضا رادان به این پرسش، منفی بود.
مجری برنامه پس از تکذیب رییس پلیس، با سخن گفتن از تجربه های خود و نزدیکانش در برخورد با نیروی انتظامی، از ادبیات تند ماموران پلیس در برخورد با شهروندان انتقاد کرد.
رییس پلیس تهران که به نظر می رسید در مقابل پرسش های مجری برنامه غافلگیر شده است ، سعی کرد با خوشرویی به تمام پرسش های مجری برنامه پاسخ دهد، اما گهگاه صحبت های احمدرضا رادان با سوال دیگر مجری برنامه قطع می شد.
این شیوه گفت و گوی تلویزیونی و طرح پرسش های چالش برانگیز در سیمای جمهوری اسلامی ایران کم سابقه است و پخش آن، اعتراض رسانه های نزديک به دولت را در پی داشته است.
منتقدان پخش این برنامه، اغلب به شیوه طرح سوال ها توسط مجری برنامه معترضند و می گویند فرزاد حسنی به رییس پلیس تهران فرصت پاسخ گویی نداده است.
فضل الله شریعتمداری، مدیر گروه اجتماعی شبکه سوم سیما در تایید نظر منتقدان گفت:« این خونسردی سردار رادان بود که مانع از به هم خوردن جو برنامه شد.»
به گفته برخی ناظران، به صورت عرفی مرسوم است که مدیران ارشد حکومت ایران در مصاحبه با رسانه ها بیشتر سخنگو باشند و علاوه بر در اختیار داشتن زمان، پرسش ها نیز به صورتی مطرح می شود که حامل کمترین انتقاد به عملکرد دستگاه زیر رهبری مقام مسئول است.
روزنامه کیهان روز دوشنبه با انتقاد از عملکرد صدا و سیمای جمهوری اسلامی نوشته است که«چطور مسئولان این نهاد فرهنگ ساز ریش و قیچی یک برنامه پر مخاطب را دست یک مجری جوان داده و اجازه می دهند که او هرچه می خواهد بگوید؟»
اگرچه واکنش مدیر اجتماعی شبکه سوم سیما حاکی از آن است که به فرزاد حسنی تنها تذکر داده شده، اما برخی از ناظران از احتمال برخورد شدیدتر با وی سخن گفته اند. برخوردی نظیر آنچه که چند ماه پيش با یک گوینده رادیو جوان صورت گرفت.
خبرگزاری فارس که از رسانه های نزدیک به دولت است نيز پس از پخش این برنامه، در مطلبی که حاوی پیامهای مردمی عنوان شد، به شدت از پخش این برنامه انتقاد کرد.
در یکی از اين پیام ها، فرزاد حسنی از سوی «مخاطبان» خبرگزاری فارس، «فردی بی ادب» خوانده شده که «ناهنجاری را به جوانان ایران آموزش می دهد»
منتقدان این برنامه، حتی پوشش و ظاهر مجری برنامه را مورد انتقاد قرار داده اند.
خبرگزاری فارس به نقل از يکی ديگر از «مخاطبان» خود، با انتقاد ازشکل و ظاهر فرزاد حسنی گفته است: «به سردار بگویید بهتر است اول با خود آقای حسنی و با آن ظاهر نامناسبی که ایشان دارد برخورد شود. چرا این آقا با این آرایش صورت و موهای ژل زده این گونه در تلویزیون ظاهر می شود.»
درمقابل، برخی از منتقدان طرح ارتقای امنیت اجتماعی، مصاحبه اخیر فرزاد حسنی با رییس پلیس تهران را اتفاقی بی سابقه در سیمای جمهوری اسلامی خوانده و شهامت این مجری تلویزیونی را برای طرح این پرسش ها ستوده اند.
برخی ديگر نيز در واکنش به اين برنامه گفته اند:«حرف های فرزاد حسنی درست بود، اما بی ادبانه مطرح شد.»
رییس شبکه سوم سیما در پاسخ به این انتقادها از مجری برنامه کوله پشتی، روز دوشنبه اول مرداد گفت:« درباره ظاهر فرزاد حسنی با خودش هم صحبت شده است.»
وی همچنین گفت که رفتار فرزاد حسنی در برنامه های آتی کنترل خواهد شد و خودش هم با توجه به جبهه گیری هایی که کرده بود متوجه شده و ملایم تر برخورد خواهد کرد.

پاچینو در یک نگاه :


نام واقعي : آلفردو جیمز پاچینو (Alfredo James Pacino)
معروف به : ساني (Sonny) ، آل
حرفه : بازيگر ، كارگردان ، نويسنده
تاريخ تولد : ۲۵ آوریل ۱۹۴۰
محل تولد : نيو يورك (New York, NY, USA)
تحصيلات : ترك تحصيل از دبيرستان هنرهاي نمايشي ، تحصيل كرده در استوديوهاي Actors Studio و Herbert Berghof Studio ، هر دو در نيو يورك
پدر : سالواتور پاچینو
مادر : رز پاچینو
معشوقه : بورلي دي آنجلو (Beverly D’Angelo)
فرزند : جولي (Julie Marie)- آنتون (Anton) – اليويا (Olivia)
قد : 170 سانتيمتر
رنگ مورد علاقه : مشكي
هنرپيشه زن مورد علاقه : Julie Christie

زندگی نامه


آلفردو جیمز پاچینو در 25 آپریل 1940در نیویورک سیتی (New York City) محله هارلم شرقی (East Harlem) از پدر و مادری ایتالیایی به دنیا آمد. پدرش سالواتور پاچینو (زاده شهر کورلئونه) کارمند شرکت بیمه و مادرش رز پاچینو (دارای نژاد امریکایی-ایتالیایی) خانه دار بود و پدربرزگ و مادربزرگ او در اصل اهل سیسیلی بوده‌اند.
او تنها فرزند خانواده بود ، پدر ومادرش هنگامیکه تنها 2 سال داشت از هم جدا شدند و او و مادرش به همراه پدربزرگ و مادر بزرگش به محله فقیر نشین برونکس زو (Bronx Zoo) نقل مکان کردند.
آلفردوی کوچک بچه بسیار حساسی بود و والدین مادرش چنان از اوحمایت و مراقبت می کردند که او تا سن 7 سالگی حق بیرون رفتن از خانه را نداشت اما پس از 7 سالگی توانست همراه مادرش به سینما برود. او مجذوب هنر بازیگران شد.
در مدرسه شاگرد خیلی موفقی نبود اما همیشه در تمامی نمایش‌های مدرسه خوش می‌درخشید معلمانش متوجه استعداد خدادادی او شدند و غالبا از او می‌خواستند تا کتاب مقدس را با صدای بلند بخواند اما اینکار او را ارضا نمی‌کرد.
در سن 14 سالگی بعد از تماشای نمایشنامه‌ای از چخوف تصمیم گرفت وارد عرصه بازیگری شود و برای همین وارد دبیرستان هنرهای زیبا شد اما از آنجایی که بجز درس انگلیسی در هیچکدام از دروس موفقیتی به دست نیاورد درسن 17 سالگی دبیرستان را ترک کرد.
همانند بسیاری از بازیگران سینما شغلهای متفاوتی مانند پیغام رسان راهنمای سینما و سرایداری آپارتمان را تجربه کرد و در کنار آن به کلاسهای بازیگری می رفت و سپس به استودیوی هربرت برگف (Herbert Berghof) پیوست.
در سال 1961 به جرم حمل اسلحه غیر مجاز توقیف شد.
مادر او مشوق اصلی‌اش بود اما متاسفانه هنگامیکه 23 سال داشت مادرش را طی یک بیماری از دست داد و این ضریه سنگینی برای آل بود او تصمیم گرفت به خواسته مادرش جامه عمل بپوشاند و روزی بازیگر بزرگی شود.
از سال 1967 در نمایشهای ریز و درشت بسیاری ایفای نقش کرد از سال 1970 به بعد به نظر می‌رسید در کار خود پختگی لازم را یافته و استایل و سبک خود را پیدا کرده است اما او هنوز ستاره رسانه ها نشده بود.
ورود او به عرصه بازیگری را باید سال ۱۹۶۹ دانست. پاچینو در این سال در فيلم ناتالی و من بازی کرد و دو سال پس از آن نیز ایفای نقشی در وحشت در نیلی پارک را پذیرفت. اما بازی در این دو فیلم هرگز او را راضی نکرد تا اینکه فرانسیس فورد کاپولا تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم پدرخوانده گرفت، نقش «مایکل کورلئونه» به او واگذار شد. رابرت ردفورد و جک نیکلسون و رابرت دنيرو و … جمعی دیگر از بازیگران معروف سینما مورد آزمایش قرار گرفتند اما کاپولا فقط پاچینو را انتخاب کرد. پاچینو در سال 1972 پس از ایفای نقش در فیلم پدر خوانده و بازی فوق العاده‌اش نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد که به آن نرسید.
بعد از آن سال با اتکا به بازی درخشان چشمان نافذ و صدای دلنشین‌اش تبدبل به یکی از هنرپیشه‌های موفق و پرکار سیما شد.
در سال ۱۹۷۳ او در فیلمهای مترسک و سرپیکو بازی کرد. در مترسک نقش آدمی سرگشته را داشت که در پی هویت خویش است و در سرپیکو نیز یک پاچینوی تمام عیار بود. وی در این فیلم نقش فرانک سرپیکو افسر پلیسی را بازی کرد که فساد افسران مافوق خود را افشا می‌کند. پاچینو در همان سال بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد اما باز هم این جایزه نصیبش نشد. اما منتقدان، جایزه گلدن گلاب را به سبب بازی در سرپیکو به وی اهدا کردند.
از دیگر بازیهای چشمگیر پاچینو می‌توان به حضورش در فیلمهای پدرخوانده ۲ (۱۹۷۴)، بعد از ظهر سگی (۱۹۷۵) و عدالت برای همه (۱۹۷۹) اشاره کرد. پاچینو برای بازی در همه این فیلمها نامزد اسکار شد ولی مورد بی مهری اعضای اسکار قرار گرفت. او می‌گوید: «من برای اسکار بازی نمی‌کنم، چون بازیگری عشق من است، عشقی که هرگز نمی‌توانم رهایش کنم».
او برای بازی در فیلمهایی چون کرایمر علیه کرایمر (۱۹۷۹)، اینک آخرالزمان، متولد چهارم جولای (۱۹۸۹) برای بازی دعوت شد ولی او قبول نکرد.هنگامی که کاپولا برای فیلم اینک آخرالزمان او را دعوت کرد، پاچینو در یک جمله پاسخ منفی به او داد: «من با تو به جنگ نخواهم آمد».

دهه ۹۰ را برای باید دهه نوینی برای پاچینو دانست، زیرا او که پس از بازی در فیلم انقلاب (۱۹۸۵) مبتلا به ذات الریه شده و مدت چهار سال نیز از عالم سینما دور مانده بود در فیلم دریای عشق (۱۹۸۹) بار دیگر خوش درخشید. از فیلمهای معروف او در این دهه می‌توان به دیک تریسی، پدرخوانده ۳ (۱۹۹۰)، فرانکی و جانی (۱۹۹۱)، گلن گری گلنراس (۱۹۹۲)، راه کارلیتو (۱۹۹۳)، التهاب (۱۹۹۵)، تالار شهر (۱۹۹۶)، وکیل مدافع شیطان، دنی براسکو (۱۹۹۷) و خودی (۱۹۹۸) اشاره کرد. اما برترین فیلم او در این دهه، بوی خوش زن در سال ۱۹۹۲ می‌باشد که جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد. او در این فیلم ایفاگر نقش مرد نابینایی بود که عشق به همنوع را به بهترین شکل ممکن بیان می‌کند. علاوه بر جایزه اسکار، جایزه گلدن گلاب نیز برای این فیلم از سوی منتقدان، به او اعطا شد. زمانی که نقش شیطان را در فیلم وکیل مدافع شیطان (۱۹۹۷) را ایفا کرد، همه بزرگان، نامداران و تماشاگران سینما و مردم عادی او را نابغه خواندند.
در سال ۱۹۹۶ از سوی انجمن گوتام جایزه ویژه یک عمر فعالیت هنری نصیبش شد و پس از آن نیز از سوی فستیوال بین المللی فیلم سن سباستین اسپانيا، جایزه مشابهی به او اهدا شد. او در سال ۲۰۰۲ در فیلم بی خوابی نقش یک کاراگاه را بازی کرد که در تعقیب یک قاتل حرفه‌ای است. تاجر ونیزی (۲۰۰۴) را باید بهترین فیلم او از سال ۲۰۰۰ به بعد دانست.
کمتر بازیگری در سینمای جهان می‌توان سراغ گرفت که نظیر پاچینو قدرت بازی با چشم را داشته باشد. چشمان پاچینو قدرت صحبت کردن با مخاطب را دارد و می‌توان برق خاصی را در دیدگان وی احساس کرد. این یکی از امتیازات منحصر به فرد او است و فیلم پدرخوانده ۲ اوج بازی وی با چشمهایش به شمار می‌رود.
پاچینو در بازیگری دارای سبک ویژه‌ای است و به واقع سرشار از استعداد است و به خوبی می‌تواند ایفاگر هر نقشی باشد. نکته برجسته در بیشتر بازیهای او این است که مخاطب را با خود همراه می‌سازد. فرانسیس فورد کاپولا درباره او می‌گوید: «اگر کارگردان نمی‌شدم دوست داشتم یک پاچینو بودم». صدای گرم و دلنشین او در بازی به پاچینو کمک فراوانی می‌کند، گویی اعضای بدنش همه هنگام بازی واقعاً بازیگر هستند.
در میان ستاره‌های هالیوود، بازیگران انگشت شماری چون مارلون براندو را می‌توان یافت که صدایی مانند او داشته باشند.
او سالهای سال با دوست دخترش آنجلو زندگی کرد که حاصل آن دو فرزند دوقلو (Anton & Olivia) است.پاچینو هرگز ازدواج نکرده اما دارای دخترخوانده‌ای به نام جولی است که مادرش یک معلم تئاتر بوده و پاچینو علاقه زیادی به او دارد.
آل پاچینو در زندگی شخصی خود چیزی برای مخفی کردن ندارد و شاید به همین دلیل نزد مطبوعات و روزنامه نگاران از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است. او انسانی وارسته و درستکار است که همواره تلاش دارد به همنوعان خود، آن هم به هر شکل ممکن کمک نماید و همین موضوع سبب شده تا وی دوست داشتنی باشد.

جزئیات زندگی پاچینو


پاچینو دارای صدایي گرم و عمیق است که بر اثر کشیدن سیگار کمی خش دار شده است.
او معمولا نقش مردهای قدرتمند و بانفوذ را بازی می‌کند.
تهیه کنندگان پدرخوانده ابتدا گفتند : آن مرد کوتوله ،پاچینو، بدرد نقش مایکل کورلئونه نمی‌خورد!
از سال 1994 اعتیاد روزی دو پاکت سیگار خود را برای حفظ صدایش ترک کرد اکنون او فقط گاهی از سیگار گیاهی استفاده می‌کند.
او به اپرا و آثار شکسپیر علاقمند است.
از سال 2002 به بعد دستمزد پاچینو به بیش از 10 میلیون دلار رسید.
جز یکی از معدود بازیگران سینماست که هرگز ازدواج نکرده است.
او 8 بار نامزد دريافت اسكار شد كه تنها يك بار موفق به كسب آن شد.
او اولین اسکار خود را پس از گذشت 20 سال از اولین نامزدی اسکارش گرفت.
او در کانال 4 انگلیس عنوان بهترین بازیگر تاریخ سینما را به خود اختصاص داد.
او تنها بازیگری بود که در نظرسنجی سایت IMDB هم در بهترین فیلم (پدر خوانده) و هم بدترین فیلم (گیگلی) در يك زمان حضور داشته است!
او پسر خوانده بازیگر و آرایشگر (گریمور) معروف Katherin Kovin-Pacino است.
او رل مایکل کورلئونه را در گیم پدرخوانده رد کرد.
از زبان خودش‌
«مشکل من این است که نمی‌توانم منظورم را بیان کنم شما باید 50 سال با من زندگی کنید تا احساس کنید من چه مي‌گویم».
«من خیلی خوش شانس بودم، افرادی مانند کاپولا فیلم می‌سازند و من این اقبال را پیدا می‌کنم».
«من خیلی خجالتی بودم اما تنها نور صحنه مرا وادار کرد تا بر این ضعفم غلبه کنم».

جوایز


• ۱۹۷۲ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد – پدرخوانده
• ۱۹۷۳ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد – سرپیکو
• ۱۹۷۴ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد – پدرخوانده ۲
• ۱۹۷۵ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد – بعدازظهر سگی
• ۱۹۷۹ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد – عدالت برای همه
• ۱۹۹۰ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد – دیک تریسی
• ۱۹۹۲ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد – گلن گری گلنراس
• ۱۹۹۲ – برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد – بوی خوش زن

درآمد


S1m0ne (2002) $11,000,000
The Godfather: Part III (1990) $5,000,000
…And Justice for All (1979) $1,000,000
The Godfather: Part II (1974) $500,000 and 10% of the gross after break-even
The Godfather (1972) $35,000

پاچينو براي فيلم پدرخوانده 3 تقاضاي 7 ميليون دلار كرد، اين كار كاپولا را خيلي خشمگين كرد به حدي كه تهديد كرد فيلنامه را عوض كند و داستان را بعد از تشييع جنازه مايكل كورلئونه ادامه بدهد به همين دليل پاچينو قبول كرد به 5 ميليون دلار راضي شود.
به نقل از Amin از سایت P30World